خلاقيت از ابزارهاي مهم توفيق در ابعاد حرفه اي و فردي محسوب مي شود. اين حوزه همواره بسياري از انديشمندان را مجذوب خود ساخته است. يك فكر جديد و خلاقانه قدرت چشمگيري داشته و حقيقتاً زندگي  و رفتار مردم را تحت الشعاع قرار مي دهد. واقعيت اين است كه همهء ما خواهان آنيم كه چه در سطح كلان و يا در سطح حل مسائل روزمره خلاقانه عمل كنيم. هيچكس دوست ندارد دستخوش سرزدگي و ياس شده و يا اينكه موانعي بر سر راهش ظاهر شود.

به طور كلي چهار مهارت در حوزهء افزايش خلاقيت كليدي قلمداد مي شود. به نظر رابرت آپستاين استاد مدعو دانشگاه كاليفرنيا در سن ديگو، اولين مهارت "ثبت" يا Capturing است. ثبت ايده ها به محض خطور به ذهن يك فعاليت اساسي است و مي بايد صرف نظر از حس يا قضاوتي كه نسبت به افكاري كه به ذهنمان مي رسد آنها را ثبت نماييم. برخي از افراد هر روز صبح مسائلي را كه در ذهنشان است يادداشت مي كنند. برنده جايزهء نوبل آتو لووي ايدهء معروفش در زمينه بيولوژي سلولي را در خواب ديده بود، وي از خواب پريد و ايده را بر روي ورق كاغذي نوشت و دوباره به خواب رفت. روز بعد متوجه شد كه نه يادداشتش خواناست و نه اينكه آن ايده را به ياد مي ياورد. شب بعد همان ايده دوباره به هنگام خواب به ذهنش خطور كرد. اين بار وي تكنيك بهتري را براي ثبت فكرش بكار گرفت: لباس هايش را پوشيد و به آزمايشگاه رفت تا آن را پياده سازي كند.

دومين مهارت به "چالش كشيدن" يا Challenging است بدين نحو كه مسائل مشكل و پيچيده اي را پيش روي خود مي گذاريد. در شرايط سخت رفتارهاي چندگانه به رقابت با يكديگر كشيده مي شوند و تعامل بين اين رفتارها منجر به بروز ايده ها و رفتارهاي جديد مي شود.

سومين مهارت "گسترش" يا Broadening مي باشد. هر قدر حوزهء دانايي شما گسترده تر باشد، ارتباطات جالب تري بين حوزهء هاي دانشي شما برقرار مي گردد. بدين ترتيب با فراگيري موضوعات جديد مي توانيد خلاقيت خود را تقويت كنيد.

چهارمين مهارت "محيط" يا Surrounding بدين مهم اشاره دارد كه چگونه محيط هاي اجتماعي و فيزيكي خويش را مديريت مي نماييد. هر قدر محيط شما متنوع تر باشد، ايده هاي شما شكل جالب تري به خود مي گيرند.

برخي اوقات سفرهاي كوتاه مدت هفتگي و يا پياده روي در عرض روز مي تواند به تركيب عقايد و تعمق در مورد مسائل كمك كند. بدين اوصاف، براي نيل به خلاقيت بايد در مورد آن كار كرد و حقيقتاً خلاقيت چيزي نيست كه به خودي خود و بدون زحمت حاصل شود. به طور كلي افراد خلاق، افراد بهره ور و فعالي هستند. بسياري از افكار و ايده هاي اين افراد ممكن است هيچوقت عملي نشوند، اما نكته اينجاست كه اينان ايده هاي بسياري در ذهن دارند كه با بكارگيري ديسيپلين و انضباط فردي به زايش آنها كمك مي كنند. افرادي كه قصد دارند خلاقانه عمل كنند بايد اين واقعيت را بپذيرند كه در بسياري از موارد ممكن است ايده هايشان يا درك نشود و يا اينكه مورد پذيرش قرار نگيرد. به همين خاطر افراد خلاق نبايد در مواجهه با شكست هاي موردي عقب نشيني كرده و يا دلسرد شوند. در واقع هر شكست مي تواند زمينه ساز فرصت هاي بعدي باشد چرا كه فرد ميتواند از خود در مورد علل آن جويا شده و راهكارهاي جديدي را در چالشي كه با آن مواجه مي شود، بكار بندد. واقعيت اين است كه شكست مي تواند يكي از انگيزه هاي قوي براي خلاقيت باشد.

از ديگر موارد مهم در حوزهء زايش افكار جديد اين است كه خلاقيت در صرف ارائهء ايده هاي جديد خلاصه نمي شود بلكه بايد اين ايده ها را ارزيابي كرد، مرتب كرد، ساماندهي، آزمايش و ارزيابي كرد و به همين خاطر است كه خلاقيت فرايندي پيچيده محسوب مي شود. با اين حال و همانگونه كه رفت، هر ايده اي ارزش ثبت شدن را دارد و نبايد به خاطر ترس از انتقاد از آنها صرف نظر كرد.

برخي از مشاهير به هنگام خواب و يا استراحت ايده هاي خلاقانه را مي پروراندند. به طور مثال سالوادور دالي نقاش مشهور سورئاليست به بسياري از ايده هاي نقاشي خود به هنگام چرت هاي روزانه اش دست مي يافت. وي كه در يك مبل لم مي داد قاشقي در دست مي گرفت و بشقابي را زير آن قرار مي داد. درست وقتي كه به خواب مي رفت قاشق از دستش به داخل بشقاب مي افتاد و از صدايش بيدار مي شد و بلافاصله قلم و كاغذ را براي نقاشي اشكالي كه در وضع نيمه خواب ديده بود از زمين بر مي داشت و نقاشي مي كرد. توماس اديسون نيز از تكنيك مشابهي استفاده مي كرد و ايده هايي را كه در نيمه بيداري به ذهنش خطور مي كرد يادداشت مي كرد. اين وضعيت خطور عقايد به هنگام خواب را وضعيت Hypnagogic مي نامند كه اكثر ما تجربه مي كنيم ولي بدان توجه نداريم. واقعيت اين است كه همهء افراد توان خلاقانه فكر كردن را دارند. تنها تصور كنيد كه اگر اين افراد توانمندي را محقق كنند چه خدمتي به خود و جهان اطراف خود خواهند كرد!

آخرین تغییر: Wednesday، 4 Shahrivar 1394، 11:27 AM